حرفای یه ننه سرمای تنهای بلوری ...


عکس ننه
ننه سرما

دو نقطه
برفای این روزا
کاری داری ننه جون؟
یخچال
...
!ننه سرما رو قبل همه داشته باش

راستش این ننه، یه ننه سرمای تنهای بلوریه که همه آفریده های خدا رو دوس داره



یخچال دائمی
دی ٩٠
اسفند ۸٩
دی ۸٩
دی ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤


گل گلیای ننه
  پیرشی ننه
وبلاگ قبلی ننه سرما که پرشینبلاگ دیگه آپدیتش نکرد!
خ و ر ش ی د
تسنيم
فـــــــــوسکا
ر ا ی ع ت ب
گلبرگ
وحيـــــدووو
پدر
مريم طهما
دستنوشته های پسری در حال کما
ماط
سکوت سنگين
رنگ باران
مربای تلخ
رهگذر
ناپروکسن
مصی
خرستان
سه تار
مکافات
زمان بی کرانه
خورشيد خانومی
يخمک
رويای تاريک
مهر بانو
حد بی نهایت
کاموانیوز
کاخ تنهایی من
... و بعد فرو می افتم در مسیر یک چشمه ...
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
سرزمین باران
آدم برفی
دادگاه رسمی
محمدجواد عبدی
تهران برای شعر شدن شهر کوچکی است

!!!رعد و برف :




  rss 2.0  



لوگوی گل گلیام
وبلاگ فارسی

یه دونه سلام نَوَد

سلام سلام صدتا سلام به آدمای حقیقی تو دنیای مجازی، خوبی خوشی ننه چه خبرا؟ رو به راهی؟ اوضا بر وفق مرادت هس؟ خوش میگذره؟ منم خوبم دارم مشغول میشم، بساطمو پهن می کنم تا 3 ماهو پیش شما باشم و هوا رو برفی و زمین و سفیدپوش کنم و روزگار تو رو زیبا.

امیدوارم مواظب خودت باشی تا سرمانخوری! اینا رو داشته باش تا دوباره بیام، امسال می خوام باهم کلی حرفای قشنگ داشته باشیم ...

 

...



کلام بی کلام ننه!

قصدم این بود که امسال کلی حرفا بزنیم با هم. ینی اولش حرفای قشنگ زیاد داشتم. اما نشد و می خواستم که حداقل این اسفند برات اسپند دود کنم ننه جان، می خواستم این زمستون حرفای تازه بزنم واست، از گل یخ بگم و عطر مست کنندش،‌ از برفای ناز نازی بگم و شکلای قشنگشون، می خواستم از بچه های فقیر بگم که حواست بهشون باشه فدات بشم، اما انقدر خون به ناحق ریخته شده روی این زمین خدا ریختن این بنده های خدا که بهتره بگم بنده نما! که اشکامو خشک کرد و کامم و تلخ! ایشالا زمستون بعدی که اومد از خدا می خوام بهم توان بده که بتونم از قشنگیای دنیا حرف بزنم. از خدا می خوام تا اون زمستون اونی که باید همه این تلخی ها رو ریشه کن کنه، اومده باشه تا بشه دو تا کلمه حرفهای نازنازی واسه تو گل نازم بگم عزیز ننه،‌ تا همه آدمام انگیزه حرفای خوشگل و داشته باشن قربانت بشم مواظب خودت باش. تو هم دعا کن. تا زمستون سال دیگه خداحافظت باشه ...

...



سلام پونزده دی

همینجوری غصه ها رو دل کوچیک ننه سرما تلنبار شدن!

همینجوری روزای زمستون که می گذرن ننه سرماس که غصه می خوره که یه روزه دیگه هم گذشت و ...

آره عزیز دل ننه سرما! من که دیگه بریدم! خودم به اندازه کافی ناراحت هستم از این اوضا تو دیگه زخم زبون نزن قربونت برم. آخه دل نازک این ننه سرما یه صاحبی داره که اون صاحبه هنوز اجازه نداده که برفای گل گلی نانازی ببارن. واسه خود ننه سرمام سواله ها نه که فک کنی، اما لام تا کام حرفی نمی زنم تا خودش اجازه رو صادر کنه، ننه سرما منتظر فرشته هاس که دونه دونه اشکای ناز یخیشو ازش بگیرن و بزارن روی زمین خدا، خدایی که صاحب من، تو، برفا و بقیه قشنگیای دنیاس. آره قربونت برم. بیا با هم دعا کنیم ...

 

...



سلام سیزده دی

زمستون،‌ تن عریون باغچه چون بیابون

درختا، با پاهای برهنه زیر بارون

نمی دونی تو که "عاشق" نبودی

چه سخته مرگ گل برای گلدون

گل و گلدون چه شبها،

                   نشستن بی بهانه،

                                 واسه هم قصه گفتن عاشقانه

چه تلخه باید تنها بمونه قلب گلدون

مثه من که بی تو نشستم زیر بارون زمستون

زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه

بهاره زمستونها برای تو همیشه

تو مثل من زمستونی نداری

که باشه لحظه چشم انتظاری

گلدون خالی ندیدی،

                نشسته زیر بارون،

                         گلای کاغذی داری تو گلدون

تو عاشق نبودی ببینی تلخه روزای جدایی

چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون

...

سرد این ترانه، مثه هوای زمستون!

سلام . . .

 

...



یه سلام و دو سلام

یه سلام و دو سلام به روی ماه گل گلیت ننه. خوب و خوشی گلم؟ روزگار به کامت که هس ایشالا؟ آره می دونم که وبلاگ ننه سرما رو ٧ روز دارم دیر آپ دیت می کنم. اما علتش اینه که نمی خواستم این چند روز واسه عذادارا و سینه زنا "سرما" بیارم ...

منتظر "سرما" باشیا قربونت بشم شبا روتو بپوشون و روزا لباس حسابی بپوش که سینه پهلو نکنی تا بتونی لذت کافی رو از زمستون ٨٨ داشته باشی.

منتظرم باش ...


...



90 تا دونه سلام زمستون 87

ای ننه! اینم آخرین سلام زمستون امسال. زود رفت و باید برم به کار و بارای عقب موندم برسم تا زمستون دیگه! یه چرتیم بزنم که سر حال دوباره بیام پیشت قربانت بشم. اگر چه زمستون امسال خیلی برفی نبود اما مزه سردی هوا و چای، نسکافه داغ یادت نره تا زمستون ٨٨ که بیام پیشت ننه.

مواظب خودت باش و همه آدما رو دوس داشته باش و سی کن روی خطای همه چش پوشی کنی ننه که این واسه خودت بهتره...

یا حق./

...



77 تا دونه سلام زمستون 87

اصلا از اولشم قرار نبود امسال ننه سرما حرف خاصی واسه گفتن داشته باشه! نه برف خاصی نه حرف خاصی! اصلا قرار نبود که زمستون امسال ینی هشتادو هف، «زمستون» باشه می فهمی چی می گم ننه! راستی یادمم رف سلام کنم به روی ماهت!‌

ننه سرما وقتی که خدا اجازه بش نده، نه می تونه حرف خاصی داشته باشه و نه برف خاصی. نمی دونم که دلیلش چی بود. ممولا از خدا «حکمت» تصمیماتش رو نمی پرسم. اما علامت سوالش تا وقتی خدا خودش نخواد که اون دلایل رو واسه ننه سرما مشخص کنه، توی ذهن ننه سرما می مونه و کم کم یه قندیل با مزه ازش آویزون می شه!

الله و اعلم ننه جون. شاید خدا به همین زودیا نظرش عوض شه! کسی چه می دونه.

...



69 تا دونه سلام زمستون 87

زندگی تغییر می کنه ننه. نباید انتظار داشته باشی همیشه یه جور باشه آخه ننه!

اینا رو بابانوئل به ننه سرما می گه و ادامه میده: مگه باید همیشه حرف بزنیم؟! گاهی وقتا که حرفامون کم میشه به دلیلای مختلف بهترین فرصته واسه اینکه بیشتر گوش کنی، فکر کنی تا حرف بزنی...

ننه سرما به این حرفا گوش می ده و فک می کنه ...

...



54 تا دونه سلام زمستون 87

...

باد همینجوری هو هو کنان موهای ننه سرمای تنها رو نوازش می کنه و براش از چیزایی که توی تموم سالهای عمرش دیده تعریف می کنه ... باد خیلی غمها رو دیده، خیلی شادیها رو هم ... اما چیزی که از آدما فهمیده اینه که همیشه نیمه خالیه لیوان و می بینن و همش توقعاتشون روز به روز بیشتر می شه

...

 

...



49 تا دونه سلام زمستون 87

سلام ننه. از اونجایی که یه قرارایی بین "خدای گل گلی" و ننه سرمای تنهای بلوری هس، گاهی ننه سرما خیلی سرما نیس(!) و به همین خاطرم اجازه نوشتن نداره! اما این روزا که خدا با وجود همه گناهایی که خیلی از این بنده ها می کنن، بازم اجازه داده تا یه کمی برف بیاد، به ننه سرما هم بعد از ١٩ روز اجازه نوشتن داده شده. قربانت بشم، ننه سرما تنبل نشده و امیدواره که منظورشو فهمیده باشی گلم.

به هر حال زمستون ٨٧ یه کمی داره رنگ زمستون می گیره. یه کوچولو داره سفید می پوشه و سفید می پوشونه. اون قدیم ندیما که عمرت بهش نمیرسه ننه، مادربزرگای گل گلی شماها که اون روزگار خیلی کوچولو کوچولو بودن، (خدا بیامرزه خیلیاشونو که رفتن پیش خدا) یه کمی برف سفید و تمیز توی ظرف می ریختن و می آوردن توی خونه و روی اون مربای آلبالو می ریختن. تو هم البته اگه برف تمیز پیدا کردی(!) می تونی روش مربا بریزی و امتحان کنی چون اون قدیما خیلیا دوسش داشتن پس حتما خیلی خوشمزه بوده.

ننه سرما هم بهتون لبخند می زنه و از اونایی که زیاد گناه می کنن می خواد بیشتر مراقب باشن. خودتون دارین برکت و رحمت رو از خودتون و بقیه دریغ می کنین. آخه چرا ننه؟

 

...